نوشته سارا زولکوسکی
ما ۱۲ ماه گذشته را در حال عبور از دیواری بیپایان از نگرانیها سپری کردهایم: مجموعهای از شوکهای کلان که سرمایهگذاران خطرپذیر را در حالت انتظار و تماشا قرار داده است. با این حال، وقتی دقیقتر بررسی میکنید، اقتصاد نوآوری دچار فروپاشی ناگهانی در اصول بنیادین نشده است. فرار سرمایهگذاران به سمت امنیت ظاهری، درک بنیادینی از پروفایل ریسک لحظه را نشان نمیدهد.
سارا زولکوسکی
گله در احساس عدم قطعیت، کاری را میکند که گلهها میکنند: به سمت صندوقهای کلان میدوند. دادههای کرانچبیس نشان میدهد که تا آوریل امسال، ۸۰ درصد از کل سرمایهگذاریهای خطرپذیر ایالات متحده به دورهای ۵۰۰ میلیون دلاری یا بیشتر اختصاص یافته که تنها بین ۲۹ شرکت تقسیم شده است.
برخی این را دوشاخگی سرمایهگذاری خطرپذیر نامیدهاند. رک و پوستکنده، این فراری از سرمایهگذاری خطرپذیر به سمت چیزی کاملاً متفاوت است.
این یک مکانیسم دفاعی روانی قابل درک است. اگر شما یک مدیر سرمایهگذاری باشید، به سختی میتوان شما را برای حمایت از یک شرکت برند مورد انتقاد قرار داد. اما بیایید در مورد اینکه این معامله واقعاً چیست صادق باشیم.
وقتی یک صندوق میلیاردها دلار را مدیریت میکند، دیگر «سرمایهگذاری خطرپذیر» به معنایی که ما میشناسیم نیست. برای بازگرداندن سرمایه چنین صندوقی، به نتایج عظیم نیاز دارید. شما دیگر در حال سرمایهگذاری با اطمینان بالا در ساخت شرکتهای مرحله اولیه نیستید؛ بلکه در حال خرید یک شاخص گرانقیمت از بخش فناوری هستید.
برای انصاف، برای برخی از LPها، آن شاخص انتخاب منطقی است. بزرگترین مؤسسات اغلب نمیتوانند چکهای به اندازه کافی کوچک برای مدیران نوظهور بنویسند و حتی نمیتوانند از طریق صندوقهای صندوق به آنها دسترسی پیدا کنند، بنابراین مواجهه گسترده با سرمایهگذاری خطرپذیر یک تصمیم منطقی و آگاهانه است. LPهایی که ارزش به چالش کشیدن دارند، کسانی هستند که میتوانند در مدیران نسل بعدی سرمایهگذاری کنند اما انتخاب میکنند که این کار را نکنند.
و بنابراین برای من جای تعجب کمی دارد که برای دو سال متوالی، LPها گزارش کردهاند که تخصیصهای سرمایهگذاری خطرپذیر آنها عملکردی ضعیفتر از معیارهایشان داشته است. اما «خرد» ظاهری جمعیت همچنان پابرجاست - سرمایهگذاری در صندوقهای نامدار. در همین حال، بیش از نیمی از آنها میگویند که سرمایهگذاری در مدیران نوظهور را در نظر ندارند.
نتیجه؟ LPهایی که برای اجتناب از ریسک به این صندوقها هجوم آوردند، به سادگی ریسک سرمایهگذاری خطرپذیر (آیا این شرکت خاص موفق خواهد شد؟) را با ریسک بازدهی (آیا این گروه عظیم واقعاً از S&P 500 بهتر عمل خواهد کرد؟) معاوضه کردهاند.
در حالی که گله مشغول ازدحام بیش از حد در مگافاندها یا تماشا از کنار گود است، اتفاق جالبی در گوشههای دنج بازار در حال رخ دادن است. سرمایهگذاری خطرپذیر واقعی - صندوقهای کوچکتر، منضبط و زیر ۱۰۰ میلیون دلار - همچنان به کار خود ادامه میدهد. آخرین تحقیقات، مطالعهای بر روی نزدیک به ۲۵۰۰ صندوق VC از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، نشان داد که مدیران نوظهور به طور متوسط دارای IRR برابر با ۱۷.۱۵٪ در مقایسه با ۹.۹۴٪ مدیران باتجربه بودهاند.
در پلتفرم من، ما مدیران نوظهوری را میبینیم که فقط به این دلیل که تیترها ترسناک شدهاند، دست از سرمایهگذاری نکشیدهاند. آنها به یافتن و جذب بنیانگذارانی ادامه دادهاند که به اندازه کافی تابآور هستند تا در این چرخه بازار که به طور عمده غولها را تأمین مالی میکند، به ساختن ادامه دهند.
این مدیران کسانی هستند که هنوز روح اصلی سرمایهگذاری خطرپذیر را درک کردهاند: سرمایهگذاری با همسویی بالا و اطمینان بالا که برای بقا به کارمزد جذب دارایی وابسته نیست.
هوشمندترین تخصیصدهندگان از این واقعیت آگاه هستند. آنها میدانند که «امنیت» مگافاندها یک توهم است و آلفای واقعی در دست مدیرانی است که تشنه، تخصصگرا و دارای اندازه مناسب برای این بازار خاص هستند.
برای کسانی که مایل به ترک گله هستند، فرصت در انتظار است. بگذارید توریستها شاخص را بخرند. ما اینجا مشغول ساختن آینده خواهیم بود.
سارا زولکوسکی همبنیانگذار و شریک مدیر Recast Capital است، پلتفرمی که ۱۰۰٪ متعلق به زنان است و در مدیران نسل بعدی در حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر سرمایهگذاری و از آنها حمایت میکند.
تصویرسازی: دوم گوزمن


