Gbolahan Adebayo یک تحلیلگر داده و هوش تجاری است که در تبدیل دادههای پیچیده به بینشهای واضح و عملی از طریق تجسم تخصص دارد. او در حال حاضر به عنوان تحلیلگر ارشد داده در Sanlam FinTech در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی فعالیت میکند و پیش از این داشبوردها و زیرساختهای تحلیلی برای MAGNiTT، Aspire و Subway در نیجریه، آفریقای جنوبی، امارات متحده عربی، سنگاپور و ایالات متحده آمریکا ساخته است.
در سال ۱۴۰۳، Adebayo به عنوان Tableau Visionary معرفی شد، یکی از تنها ۴۶ نفر در سراسر جهان که به عنوان پیشروترین رهبران جامعه Tableau شناخته میشوند، و در سال ۱۴۰۴ مجدداً انتخاب شد. او سه بار سفیر Tableau Public، دو بار برنده جایزه Vizzies بوده و از همبنیانگذاران گروه کاربران Tableau لاگوس است. او همچنین از طریق Tech4Dev، HerTech Trails و Global Mentorship Initiative، متخصصان داده مشتاق را در سراسر آفریقا راهنمایی میکند.

آیا تا به حال از کسی که کنار خیابان برنج جولوف و پافپاف میفروشد غذا گرفتهای؟
بعضی روزها همه کوچه میآیند و همه چیز قبل از ظهر تمام میشود. روزهای دیگر، او زیاد میپزد و همانطور میماند. اگر فقط حدس بزند، یا کم میآورد یا غذا و پولی را که نمیتواند پس بگیرد هدر میدهد.
کار من این است که آرام همه چیز را برایش به یاد بسپارم؛ چقدر میفروشد، شلوغیها کِی میآید، آیا باران خریداران بیشتری میآورد، و سپس یک تابلوی کوچک برایش بسازم که همه چیز را زیر نظر دارد و صادقانه میگوید: «جمعه شلوغ است، برنج بیشتری بپز.» حالا او دیگر حدس نمیزند. فقط به تابلو نگاه میکند و میتواند تصمیمات بهتری بگیرد.
مردم انتظار دارند همه چیز درباره ساختن یک داشبورد زیبا باشد. آن فقط ۲۰٪ آخر کار است. بقیهاش کار کارآگاهی و ترجمه سوالات تجاری است.
بخش زیادی از کار روزانهام پرسیدن سوالات آزاردهنده ابتدایی است، مثل اینکه «اگر این عدد تغییر کند، واقعاً چه کاری انجام میدهی؟»
نیمی از اوقات، متوجه میشویم که ذینفعان اصلاً نیازی به داشبورد ندارند؛ آنها به یک عدد در یک ایمیل نیاز دارند. بعد واقعیت درهمبرهم وجود دارد: دو سیستم که با هم مخالفند، یک تاریخ که شش ماه پیش کسی اشتباه تایپ کرده و آرام یک گزارش را مسموم میکند.
وقت زیادی صرف پاکسازی و پیگیری میکنم تا بفهمم چرا دو عدد «درست» از تطابق امتناع میکنند. و بخشی که هیچکس انتظارش را ندارد، قسمت خوبی از کار فقط نه گفتن است. هنری که مردم میبینند تصویر است. هنری که نمیبینند تصمیمگیری درباره اینکه چه چیزی اصلاً ارزش نمایش دارد است.
به یک ابزار رایگان و یک سوال واقعی نیاز داری. با SQL شروع کن، چون این اسب کاری اصلی است، و یک ابزار تجسم مثل Tableau که نسخه عمومی رایگان دارد. و در حین یادگیری به ابزارهای هوش مصنوعی تکیه کن. آنها سریعترین معلمانی هستند که تا به حال خواهی داشت؛ مفاهیم را توضیح میدهند، از گیر کردن در یک کوئری نجاتت میدهند و باعث میشوند مفاهیم را حتی سریعتر درک کنی.
بعد این بخشی است که مردم از آن صرفنظر میکنند: برو و چیز واقعی بساز و آن را جایی بگذار که مردم بتوانند ببینند. صبر نکن تا آماده احساس کنی، چون هرگز نخواهی کرد. یک سوال که واقعاً برایت مهم است انتخاب کن، با داده پاسخش بده، منتشرش کن و از کسانی که از تو بهترند بازخواهد بخواه.
این دقیقاً نحوه شروع من بود، و به همین دلیل است که اینقدر درباره جوامعی مثل گروه کاربران Tableau لاگوس بلند صحبت میکنم. یک پورتفولیو عمومی و چند نفر باتجربه در کنارت، تو را بیشتر از هر گواهینامهای پیش میبرد.
یک چیزی که کار در این زمینههای مختلف به من آموخته این است که همه میخواهند مزیتی که از کشف بینشها در دادههایشان به دست میآید. صنعت، کشور یا اندازه شرکت اهمیتی ندارد.
فینتک، سرمایهگذاری خطرپذیر، مشاوره سازمانی؛ ظاهر متفاوت است، اما انگیزه یکسان است: بینش را پیدا کن، تصمیم بهتری بگیر، و یک قدم به هدف نزدیکتر شو. و آن ارزش قابل انتقال است.
تا زمانی که دادهها به درستی جمعآوری، ساختاردهی و نگهداری شوند، میتوانی آن را در هر جایی ارائه دهی. زمینه تغییر میکند، سوالات تغییر میکنند، اما یک پایه محکم به علاوه سوال درست از هر مرزی عبور میکند.
در طول سالها، با کار در سازمانهای مختلف، مسیر من درباره حرکت از یک متخصص عمومی که باید همه چیز و هر چیزی را میدانست، به یک متخصص بوده که مهارتهایش را برای درک منطق و مشکلات تجاری در اولویت تیزتر کرده، و اجازه داده ابزارها کمتر راننده و بیشتر وسیله باشند.
مسیر من در یک استارتاپ مرحله اولیه شروع شد که در آن تنها تحلیلگر و سازنده نمودار بودم و کشتی را در نحوه استخراج بینشها هدایت میکردم. از آنجا، زیر نظر مدیری کار کردم که آنقدر زیاد میدانست که نیاز به درک عمیق کسبوکار قبل از تلاش برای حل هر چیزی را در من تیزتر کرد.
سپس وارد مشاوره شدم، برای ایجاد تغییرات بزرگ هوش تجاری در پلتفرمها در حین آموزش تحلیلگران داخلی در طول مسیر. و حالا در یک تیم تخصصی داده و هوش مصنوعی درون یک شرکت بزرگتر هستم و راههایی برای کمک به واحدهای تجاری مختلف برای درک آنچه دارند و استخراج حداکثر ارزش از آن پیدا میکنم.
مسیر کمتر درباره جمعآوری ابزارها و بیشتر درباره نزدیکتر شدن به درک کسبوکارها و ترکیب آن با توانایی فنیام برای کمک به ذینفعان در تصمیمگیریهای تجاریمحور بوده است.
صادقانه بگویم، فکر میکنم سادهترین چیز در دنیا است. من محصول جامعه هستم. از طریق یک مربی خصوصی یا یک برنامه گرانقیمت به اینجا نرسیدم.
به اینجا رسیدم چون مردم در اینترنت به کارم نگاه کردند، گفتند کجا ضعیف است و مرا بالا کشیدند. ساختن جامعه فقط تلاش من برای همان کار برای نفر بعدی است، نزدیکتر به خانه. استعداد خام بسیاری در نیجریه و سراسر آفریقا وجود دارد.
آنچه معمولاً کم است توانایی نیست؛ دسترسی، دیده شدن و کسی است که چند قدم جلوتر بگوید «اینطوری است.»
نامیده شدن به عنوان Tableau Visionary به من صدای بلندتر و پلتفرم بزرگتری داد، و تنها چیزی که درست به نظر میرسید این بود که آن را به بیرون بچرخانم.
این همان چیزی است که گروه کاربران Tableau لاگوس و راهنمایی واقعاً درباره آن هستند؛ کوچک کردن آن شکاف. و خودخواهانه، مرا بهتر میکند. نمیتوانی چیزی که نمیدانی را یاد بدهی، پس هر جلسه مرا مجبور میکند تفکر خودم را تیزتر کنم. معلوم میشود بازگشت دادن و رشد کردن یک عمل واحد هستند.


