پست جنگ و آینده انرژی جهانی – چه چیزی تغییر کرده و چه معنایی دارد در BitcoinEthereumNews.com منتشر شد. TOPSHOT – یک بیلبورد در تهران بر روی نماپست جنگ و آینده انرژی جهانی – چه چیزی تغییر کرده و چه معنایی دارد در BitcoinEthereumNews.com منتشر شد. TOPSHOT – یک بیلبورد در تهران بر روی نما

جنگ و آینده انرژی جهانی – چه چیزی تغییر کرده و چه معنایی دارد

2026/05/27 08:34
مدت مطالعه: 14 دقیقه
برای ارائه بازخورد یا طرح هرگونه نگرانی درباره این محتوا، لطفاً با ما از طریق crypto.news@mexc.com تماس بگیرید.

TOPSHOT – بیلبوردی در تهران بر نمای یک ساختمان که تنگه هرمز را به تصویر می‌کشد با این عنوان به فارسی: «برای همیشه در دست ایران.» (عکس از AFP از طریق Getty Images)

AFP via Getty Images

سال ۲۰۲۶ بزرگ‌ترین اختلال در انرژی جهانی و روابط بین‌الملل آن را از زمان بحران نفتی ۱۹۷۳ به خود دیده است. اگر این بحران چند ماه دیگر ادامه یابد، می‌تواند به‌خوبی با آن رویداد تروماتیک برابری کند یا حتی از آن پیشی بگیرد، رویدادی که نقش سیاست انرژی را در چارچوب امنیت ملی برای همیشه تغییر داد.

مانند آن رویداد قبلی، بحران کنونی تمام منابع انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای در دهه ۱۹۷۰ در قالب تلاش برای «استقلال انرژی» حمایت‌های زیادی جلب کردند، همان‌گونه که امروز نیز با قدرت ترویج می‌شوند. با این حال، بحران صرفاً درباره منابع و کنترل آن‌ها نیست—بلکه به همان اندازه درباره نقشی است که انرژی خود به‌عنوان نیرویی در ژئوپلیتیک ایفا می‌کند و رهبرانی که از آن به‌عنوان سلاح قدرت سخت استفاده می‌کنند.

تفسیرهای عالی درباره معنای بحران هرمز برای بخش‌های مختلف جهان از نظر نفت و گاز وجود داشته است. هدف من در اینجا خلاصه کردن برخی از این اطلاعات است، در حالی که جنبه‌های دیگری را که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند نیز برجسته می‌کنم.

بحران انرژی زاده از محاسبه اشتباه، احساس‌شده در سراسر جهان

این بحران توسط حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران که از ۲۸ فوریه تا ۵ مارس ادامه داشت، ایجاد شد. این حملات با این باور ظاهری آغاز شدند که رژیم سقوط خواهد کرد و با دولتی دوستانه‌تر جایگزین خواهد شد. با توجه به اینکه دقیقاً عکس این اتفاق افتاده و ایران یک نقطه تنگنای حیاتی برای تجارت دریایی انرژی را تصرف کرده است، دو واقعیت اساسی پیش می‌آیند.

اول، جهان می‌بیند که به آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد که به شیوه‌هایی عمل کند که از ثبات سیستم‌های انرژی جهانی حمایت کند. در تهدیدات غیرقابل پیش‌بینی و استفاده از قدرت نظامی علیه کشورهای غنی از منابع، از گرینلند و ونزوئلا تا ایران، و همچنین ملل فقیرتر مانند کوبا، دولت ترامپ تأیید کرده است که بدون توجه واقعی به تأثیرات بر جامعه بین‌الملل، چه دوست و چه دشمن، عمل خواهد کرد.

گفتن اینکه این امر سطح جدیدی از ناامنی را به بازارها و به ژئوپلیتیک انرژی در کل وارد می‌کند، در بهترین حالت دست‌کم گرفتن موضوع است.

نقاشی دیواری با مضمون «محاصره»، اشاره به تهدید دولت ترامپ در سال ۲۰۲۶ برای اعمال تعرفه‌های سنگین بر هر کشوری که سوخت به کوبا تأمین کند (عکس از YAMIL LAGE / AFP via Getty Images)

AFP via Getty Images

دوم، بحران هرمز استفاده از انرژی به‌عنوان سلاحی جنبشی—اقتصادی، سیاسی، نظامی—توسط هم صادرکنندگان و هم واردکنندگان را تأیید می‌کند. بسیار بیشتر از گذشته، چنین استفاده‌ای یک روند اصلی در مناقشات قرن ۲۱ام را تعریف می‌کند که از منابع (نفت/گاز، سوخت‌ها، مواد معدنی حیاتی) و فناوری‌ها (از جمله به‌عنوان هدف) بهره می‌برد. روسیه پیش از تهاجم به اوکراین گاز اروپا را قطع کرد؛ چین صادرات عناصر نادر خاکی به آمریکا و اتحادیه اروپا را محدود کرد؛ اوکراین زیرساخت‌های نفتی روسیه را هدف قرار داده است؛ آمریکا سوخت به کوبا را محاصره کرد؛ ایران حمل‌ونقل دریایی خلیج فارس را خفه کرده است.

زیربنای همه اینها واقعیتی است که جهان بارها آن را می‌آموزد: نفت و گاز همچنان اجزای حیاتی جامعه مدرن هستند که در هیچ برنامه کوتاه‌مدتی قابل جایگزینی نیستند. آن‌ها به همراه زغال‌سنگ، حدود ۸۰٪ از مصرف انرژی جهانی را تشکیل می‌دهند، همان‌طور که داده‌ها به‌طور مداوم نشان می‌دهند. این موضوع زمانی به اوپک قدرت و اهمیت قابل توجهی می‌داد. اما این امر ریسک بزرگی نیز در بر داشت—خلیج فارس از دیرباز منبع کلیدی جهانی هم برای عرضه فعال و ظرفیت ذخیره بوده است. بحران هرمز هر دو را خفه کرده است.

واردکنندگان، صادرکنندگان، و محاسبه جدید

این موضوع مستقیماً با نحوه پاسخ کارشناسان، فعالان، تصمیم‌گیرندگان و شرکت‌ها مرتبط است. این درخواست‌ها گسترده است که این بحران دلایل فوری برای پذیرش انرژی‌های تجدیدپذیر، هم برای آب‌وهوا و هم برای امنیت ملی، فراهم می‌آورد. این موضوع البته جدید نیست، اما اکنون فوریت بیشتری پیدا کرده است.

در همان حال، خواسته‌هایی مطرح می‌شود که تولید نفت و گاز باید در جایی که می‌توانند افزایش یابد. این بیش از همه به معنای آمریکاست. شرکت‌های نفت و گاز آمریکایی عمدتاً در ماه‌های اول خودداری کردند، نامطمئن از اینکه آیا وعده‌های ترامپ مبنی بر پایان قریب‌الوقوع بحران را جدی بگیرند. اما تا اواخر آوریل تا اوایل مه، حفاری افزایش‌یافته آغاز شد.

«انتظار نداریم قیمت‌ها به جایی که پیش از جنگ با ایران بودند بازگردند،» هارولد هام از Continental Resources، یک بازیگر اصلی در حوضه پرمین، گفت.

BEDMINSTER, NJ – ۷ اوت: هارولد هام از Continental در طول شامی با رهبران تجاری که توسط رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ در باشگاه گلف ملی ترامپ، نیوجرسی میزبانی شد، صحبت می‌کند. (عکس از Al Drago/Getty Images)

Getty Images

این تا حدودی با پیش‌بینی جدید کل تولید نفت خام آمریکا که توسط اداره اطلاعات انرژی ارائه شده، مطابقت دارد و افزایشی از ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۶ به رکورد جدید ۱۴.۲ میلیون بشکه در روز تا اواسط سال ۲۰۲۷ را نشان می‌دهد.

یک بحران انرژی می‌تواند همراهان عجیبی ایجاد کند

علی‌رغم پیامدهای قریب‌الوقوع آن، بحران هنوز قیمت نفت و گاز را به سطح نجومی نرسانده است. دلایل متنوع و معنادار هستند.

در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) به اعضای خود دستور داد تا به‌صورت جمعی ۴۱۲ میلیون بشکه نفت را به بازار عرضه کنند، شرکت‌های آمریکایی صادرات را به بالاترین سطح تاریخی ارتقا دادند، در حالی که چین در اقدامی برای حفاظت از خود، واردات خود را ۲۰٪ کاهش داد. در همان حال، روسیه به دلیل بحران و قیمت بالاتر نفت خام خود، افزایش صادرات به دست آورده است. این اقدامات به همراه نفتی که از طریق خطوط لوله عربستان سعودی و امارات که از خلیج فارس اجتناب می‌کنند ارسال می‌شود، قیمت‌ها را در محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه داشته، بسیار پایین‌تر از آنچه در غیر این صورت ممکن بود باشد.

این یک وضعیت موقت و کوتاه‌مدت است که برای جلوگیری از فاجعه کنار هم قرار گرفته است. یک نکته که شایسته ذکر است این است که ارزش ذخایر استراتژیک نفت به‌شدت تأیید شده است. این ذخایر به همراه سایر حمایت‌های دولتی به تعدیل قیمت‌ها کمک کرده‌اند در حالی که واردکنندگان اصلی مانند چین، ژاپن، کره جنوبی و اکثر کشورهای اتحادیه اروپا را از بدترین تأثیرات، حداقل در کوتاه‌مدت، محافظت کرده‌اند. در مقابل، کشورهایی که فاقد چنین ذخایری بودند مانند کشورهای آسیای جنوب شرقی و آفریقا، در ماه اول مجبور شدند اقدامات اضطراری اعمال کنند. آن‌ها ممکن است پس از پایان بحران ذخایر بزرگ‌تری برای خود بسازند.

در همان حال، با کاهش شدید ظرفیت گاز طبیعی مایع قطر توسط حملات ایران، شرکت‌های آمریکایی صادرات را با سرعت افزایش می‌دهند. این صادرات، در واقع، احتمالاً تا اوایل سال ۲۰۲۷ ۳۰٪ رشد کنند و در ۳ سال آینده یا کمتر دو برابر آن. اکنون غیرقابل انکار به نظر می‌رسد که بحران هرمز آمریکا را به مرکز بلامنازع تجارت گاز جهانی تبدیل خواهد کرد.

در واقع، نه تنها روسیه و صنعت نفت آمریکا از محیط قیمت بالاتر بهره می‌برند. هر کشوری خارج از خلیج فارس که دارای یک شرکت ملی نفت است، درآمد جدید کسب کرده است—الجزایر و نیجریه، قطعاً، اما همچنین گویان، قزاقستان، برزیل، کانادا و نروژ، که همه آن‌ها دلیلی برای افزایش یا حفظ صادرات یافته‌اند.

تصویری از سکوی دریایی که از خلیج گواناباراً در ریودوژانیرو به مکان نهایی خود برده می‌شود. تولید نفت برزیل در میانه یک رونق عظیم چندین دهه‌ای است که به طور منظم از ۴.۰ میلیون بشکه در روز فراتر می‌رود. برزیل، AFP PHOTO/Antonio SCORZA (اعتبار عکس: ANTONIO SCORZA/AFP via Getty Images)

AFP via Getty Images

با گاز طبیعی، برخلاف نفت، هیچ ذخایر استراتژیک دولتی عظیمی برای استقرار وجود ندارد. ملت‌ها به ذخایر تجاری گاز (مثلاً ذخیره‌سازی زیرزمینی اروپا) متکی هستند، اما اینها برای مدیریت تقاضای فصلی طراحی شده‌اند نه شوک‌های عمده عرضه. به همین دلیل است که کشورهای واردکننده به زغال‌سنگ، خورشیدی و سرمایه‌گذاری تسریع‌شده در هسته‌ای روی آورده‌اند.

علی‌رغم نگرانی‌ها که تعدادی از کشورهای مصرف‌کننده زغال‌سنگ—چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، بنگلادش، آلمان و پاکستان—«بازگشتی» به این منبع ایجاد می‌کنند و در نتیجه رشد عمده‌ای در انتشارات، افزایش کل در کل پایین بوده است، کمتر از ۲٪ در نیروگاه‌های زغال‌سنگی جهانی. اینکه آیا این موضوع با ادامه جنگ و بحران هرمز به‌طور قابل توجهی گسترش می‌یابد مشخص نیست، با این حال قیمت‌های بالاتر زغال‌سنگ نیز احتمالاً این را محدود خواهند کرد.

چگونه ملت‌ها با اختلال کنار می‌آیند؟

ملت‌ها تاکنون چگونه پاسخ داده‌اند، و اگر بحران به زودی پایان نیابد چه کاری ممکن است انجام دهند؟ دولت‌های کشورهایی که بسیار وابسته به نفت و گاز خلیج فارس هستند، فراتر از تغییر سوخت به تنهایی، اقدامات «بقا» با هدف کاهش تقاضا اجرا کرده‌اند. این شامل کاهش هفته کاری به چهار روز، الزامی کردن کار از خانه برای کارمندان دولتی، محدودیت استفاده از تهویه مطبوع، و حتی خاموشی‌های متناوب و جیره‌بندی برای بخش‌های صنعتی، از جمله تولید برق، می‌شود.

حداقل ۵۰ کشور، از جمله تعدادی در اروپا و آسیای جنوب شرقی، مالیات بر محصولات انرژی را کاهش داده‌اند، و حدود ۳۰ کشور دیگر یارانه‌های مستقیم سوخت ارائه می‌دهند. از آنجایی که صادرات عمده از خلیج فارس شامل مواد اولیه کود نیز می‌شود، تعدادی از دولت‌ها حمایت مستقیم از نهاده‌های کشاورزی را برای پایین نگه داشتن قیمت مواد غذایی افزایش داده‌اند.

بر اساس Brookings، یک اندیشکده در واشینگتن دی.سی.، حداقل ۱۰۴ کشور اقدامات و سیاست‌های اضطراری برای کاهش تأثیر بحران به اجرا گذاشته‌اند. یارانه‌ها (از انواع مختلف) بیشترین تعداد از چنین اقدامات دولتی را تشکیل می‌دهند. همان‌طور که اقتصاددانان اغلب اشاره می‌کنند، این نوع حمایت می‌تواند مصرف بیش از حد را در یک بازار بسیار تنگ ترویج دهد و دولت‌ها را به سطوح همواره در حال رشد بدهی وابسته کند.

استدلال مخالف چنین مشکلاتی در بسیاری از کشورها قدرتمند است—ثبات اجتماعی. افزایش سریع قیمت سوخت از نظر تاریخی یکی از مکررترین محرک‌های ناآرامی‌های مدنی عظیم بوده است. آن‌ها به‌عنوان نقطه آتش‌افروزی برای ناامیدی‌های عمیق‌تر عمومی مرتبط با نابرابری، فساد و سرکوب دولتی عمل کرده‌اند. نمونه‌های اخیر، مانند کنیا (۲۰۲۶)، قزاقستان (۲۰۲۲) و خود ایران (رویدادهای متعدد)، همگی منجر به دستگیری‌های گسترده، کشته‌های غیرنظامی و فروپاشی گسترده نظم اجتماعی شدند.

تظاهرات گسترده در ژانویه ۲۰۲۲ در سراسر قزاقستان به دلیل جهش ناگهانی در قیمت سوخت هنگامی که یارانه‌های دولتی قطع شد، برگزار شد. خشونت در پایتخت، آلماتی، منجر به کشته و زخمی شدن صدها نفر و دستگیری هزاران نفر شد. نمایی از آسیب‌های پس از اعتراضات در آلماتی قزاقستان، در ۱۱ ژانویه ۲۰۲۲. (عکس از Pavel Pavlov/Anadolu Agency via Getty Images)

Anadolu Agency via Getty Images

این نیز همان چیزی است که یک بحران نفتی در قرن ۲۱ام به معنا دارد، حتی بیشتر از سلف آن. همان‌طور که کشورهای با درآمد متوسط و پایین به‌طور فزاینده‌ای مدرنیزه شده‌اند، چاره‌ای جز پیوستن به چشم‌انداز انرژی جهانی موجود نداشته‌اند. ادعا اینکه می‌توانستند ۱۰۰٪ تجدیدپذیر شوند صرفاً غیرواقعی است. نتیجه این است که آن‌ها نیز ریسک مناقشات ژئوپلیتیکی که واردکنندگان و صادرکنندگان نفت و گاز را در بر می‌گیرد پذیرفته‌اند.

بین سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۵، کشورهای پیشرفته اقتصادهای انرژی خود را به‌طور عمیقی از وابستگی به نفت دور کردند، به دلیل شوک نفتی دوم (همچنین به دلیل ایران) و درک این موضوع که پس از دو بحران چنین در تنها پنج سال، تکرار ممکن است درست در پیش باشد. تغییرات، در مجموع، عظیم بودند—در تولید برق، صنعت، گرمایش مسکونی و تجاری، نفت با زغال‌سنگ، گاز طبیعی و هسته‌ای جایگزین شد، در حالی که توجه عمومی از خودروهای بزرگ آمریکایی پرمصرف به مدل‌های کوچک‌تر از ژاپن و اروپا تغییر کرد.

این نشان می‌دهد چیزی مشابه ممکن است در دست اقدام باشد، که از قبل در حال انجام است. فروش خودروهای برقی سال به سال در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است، ۳۰٪ در اروپا و ۷۵٪ تا ۸۰٪ در آمریکای لاتین و آسیا. اگر «بحران چیز وحشتناکی برای هدر دادن است»، همان‌طور که اقتصاددان پال رومر زمانی گفت، بحران کنونی ممکن است در نهایت انقلاب خودروهای برقی را به بلوغ جهانی سوق دهد.

با این حال اینجا نیز بادهای مخالف وجود دارد. اگر واردکنندگان نفت نیاز به تغییر انرژی را احساس کنند، موضوع برای بسیاری از صادرکنندگان ممکن است متفاوت باشد، که درآمدشان افزایش یافته و ممکن است بخواهند با افزایش تولید آن را بیشتر کنند. نباید فکر کنیم این بحران، تاریخی که هست، چشم‌انداز انرژی جهانی و آینده آن را بیشتر مستعد راه‌حل‌های ساده می‌کند.

اگر بحران ادامه یابد چه انتظاری باید داشته باشیم؟

اگر تنگه بسته بماند، آژانس بین‌المللی انرژی تخمین می‌زند که تا اوت ذخایر نفت جهانی در سطوح بحرانی خواهند بود. بازار نفت آنگاه از مرحله مدیریت قیمت به مرحله جیره‌بندی فیزیکی منتقل می‌شود. تقاضا مجبور خواهد شد به روش‌های رادیکال‌تری کاهش یابد، به‌عنوان مثال با جیره‌بندی سوخت، با اولویت دادن به خدمات ضروری. بدون چنین اقدامات دولتی، خریداران آماده به پرداخت هر قیمتی برای تهیه نفت خام یا سوخت می‌توانند قیمت‌ها را به سطوح دیده‌نشده‌ای پیشنهاد دهند، مثلاً ۲۰۰ دلار در هر بشکه یا بیشتر.

دوران «مدیریت شوک» به پایان می‌رسید و با دوران «بقا در کمیابی» جایگزین می‌شد. اینکه آیا ایران اجازه می‌دهد این اتفاق بیفتد نامشخص است اما نمی‌توان آن را رد کرد. رهبران آن احتمالاً درک می‌کنند که یک تلاش نظامی ائتلافی برای باز کردن تنگه آغاز خواهد شد. از قبل بیش از اشاراتی از این موضوع وجود دارد، بریتانیا و آلمان آماده استقرار کشتی‌های مین‌روب در تنگه هستند.

قیمت بنزین و گازوئیل در اواخر آوریل (کالیفرنیا) در برخی ایالت‌ها به سطوح تاریخی رسید. این‌ها، با این حال، تنها آشکارترین هزینه‌های مصرف‌کننده هستند که افزایش یافته‌اند، با بسیاری از محصولاتی که قرار است گران‌تر شوند، چه بحران هرمز پایان یابد یا نه. (عکس از David McNew/Getty Images)

Getty Images

حتی با این حال، قیمت کالاهای بسیار زیادی به رشد خود ادامه خواهد داد. به گفته یک اصطلاح، افزایش هزینه هیدروکربن‌ها همه قایق‌ها را غرق می‌کند. جامعه از سوخت‌ها و محصولات مصرفی ساخته شده از این منابع اشباع شده است. با افزایش قیمت گازوئیل، هزینه جابجایی یک جعبه محصولات کشاورزی، یک قطعه الکترونیک یا یک بسته لباس افزایش می‌یابد. محصولات کشاورزی باید سردخانه شوند، تلفن‌ها و کامپیوترها پلاستیک دارند، بسته‌بندی و بسیاری از منسوجات از نفت پالایش‌شده می‌آیند. فهرست ادامه دارد.

قیمت‌های بالاتر نفت راه خود را در امواجی در یک اقتصاد باز می‌کنند. آن‌ها به زمان نیاز دارند تا به تمام بخش‌ها نفوذ کنند. طی کردن پالایش، ترکیب و تکمیل سوخت، حمل‌ونقل و تحویل به یک پمپ بنزین یا توزیع‌کننده دیگر می‌تواند یک ماه طول بکشد. مراحل ایجاد مواد اولیه برای پتروشیمی و سپس محصولات از این مواد، حمل‌ونقل آن‌ها به انبار و سپس به کف فروشگاه، ممکن است ۳ تا ۵ ماه نیاز داشته باشد، بسته به مسافت‌های مربوطه. همه اینها به این معناست که قیمت‌های بالاتر سوخت و محصول بخشی از ساختار عملیاتی یک اقتصاد می‌شوند. «پخته شده» در اقتصاد، حتی اگر قیمت نفت کاهش یابد به سرعت کاهش نمی‌یابند.

در قلمرو ناامنی—آینده‌ای با نشانه‌های راهنمای کمتر

چه توافقی منعقد شود یا نشود، بازگشتی به واقعیت‌ها و فرضیات پیش از جنگ وجود ندارد. به طور خلاصه، ژئوپلیتیک جهانی انرژی کمتر امن و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شده است. همین موضوع، در واقع، می‌تواند برای حمل‌ونقل دریایی و تجارت به طور کلی نیز صدق کند. اگر این در محیط‌های دیگری آغاز شد، مانند حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی در دریای سرخ، اکنون توسط محاصره‌های ایران و آمریکا در هرمز تأیید شده است.

از سال ۱۹۹۵، اعتقاد بر این بود که هر دو تنگه توسط تهدید اقدام از سوی قدرتمندترین ارتش جهان باز نگه داشته می‌شوند. اما اشکال جدید جنگ با استفاده از موشک‌ها و پهپادهای غیرمتمرکز این را توهمی کرده است. حجاب از باور اینکه نقاط تنگنای دریایی می‌توانند با نزدیکی نیروهای متعارف ایمن شوند و دسترسی بین‌المللی باز نگه داشته شود، کنار رفته است.

پهپاد ایرانی شاهد-۱۶۱ (پیش‌زمینه) و پرتاب‌کننده‌های موشک متحرک (پس‌زمینه) در یک نمایشگاه در تهران در سال ۲۰۲۵ به نمایش گذاشته شدند. (عکس از ATTA KENARE/AFP via Getty Images)

AFP via Getty Images

بخش بزرگی از این موضوع نقش تغییریافته خود آمریکا را منعکس می‌کند، که ارتش آن (به همراه اسرائیل) برای بی‌ثبات کردن عرضه نفت و گاز جهانی استفاده شده است. اسرائیل و ایران با هم خاورمیانه را به مرکز بی‌ثباتی جهانی بازگردانده‌اند. در همان حال، اضطراب دیرینه چین در مورد آسیب‌پذیری نقطه تنگنای خود، به اصطلاح معضل ملاکا، که نه تنها خود تنگه‌های هم‌نام بلکه دریای چین جنوبی را نیز در بر می‌گیرد، اکنون بدون شک برای پکن فوری‌تر و موجه‌تر به نظر می‌رسد.

آنچه در آینده می‌آید—برای بازارهای انرژی، برای تجارت جهانی، برای نظم بین‌الملل—توسط مدت زمان ادامه بحران و انتخاب‌هایی که هنوز انجام نشده‌اند شکل خواهد گرفت.

Source: https://www.forbes.com/sites/scottmontgomery/2026/05/26/war-and-the-global-energy-future–what-has-changed-and-what-it-means/

استراتژی AI: فعال 24/7

استراتژی AI: فعال 24/7استراتژی AI: فعال 24/7

با استفاده از زبان طبیعی، استراتژی‌های خودکار بسازید

سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل crypto.news@mexc.com با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.

محتوای پیشنهادی

مدیر ارشد سرمایه‌گذاری Bitwise: مدل بازخرید ۹۹٪ کارمزد Hyperliquid ارزش روشنی برای مشاوران ارائه می‌دهد

مدیر ارشد سرمایه‌گذاری Bitwise: مدل بازخرید ۹۹٪ کارمزد Hyperliquid ارزش روشنی برای مشاوران ارائه می‌دهد

بیت‌کوین‌ورلد مدیر ارشد سرمایه‌گذاری Bitwise: مدل بازخرید ۹۹٪ کارمزد Hyperliquid ارزش روشنی برای مشاوران ارائه می‌دهد مت هوگان، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری مدیریت دارایی Bitwise
اشتراک
bitcoinworld2026/05/27 09:15
هشدار اوئدا از بانک مرکزی ژاپن: شوک‌های موقت نفتی در خطر تبدیل شدن به محرک‌های پایدار تورم

هشدار اوئدا از بانک مرکزی ژاپن: شوک‌های موقت نفتی در خطر تبدیل شدن به محرک‌های پایدار تورم

بیت‌کوین‌ورلد اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن (BoJ)، هشدار داد که شوک‌های موقت نفتی در خطر تبدیل شدن به محرک‌های پایدار تورم هستند؛ کازوئو اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن (BoJ)، یک هشدار قابل توجه صادر کرد
اشتراک
bitcoinworld2026/05/27 09:35
بهترین ارز دیجیتال برای خرید در حال حاضر: BlockDAG، Solana، XRP و Ethereum بازار ارز دیجیتال ۲۰۲۶ را هدایت می‌کنند

بهترین ارز دیجیتال برای خرید در حال حاضر: BlockDAG، Solana، XRP و Ethereum بازار ارز دیجیتال ۲۰۲۶ را هدایت می‌کنند

بازار کریپتو در سال ۲۰۲۶ توسط چهار شبکه فعال شکل می‌گیرد که هر کدام دارای نقاط قوت و نقش‌های بازاری متمایزی هستند. Ethereum همچنان به عنوان یک قرارداد هوشمند اصلی
اشتراک
Techbullion2026/05/27 11:00

مهارت تحلیل نمودار ندارید؟

مهارت تحلیل نمودار ندارید؟مهارت تحلیل نمودار ندارید؟

کپی معامله‌گران برتر در 3 ثانیه و معامله خودکار!